تبليغاتX
دختر بللا























دختر بللا

بالاخره بعد از مدت ها حرف و حدیث درباره تصمیم سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا موسوم به ناسا درباره پروژه ساخت خانه و مجتمع های قابل زیست در کره ماه، این پروژه کلید خورد و ناسا گفته تا سال 2013 میلادی یعنی تا سال آینده دیگر تصمیم خود را عملی خواهد کرد.

این تصمیم مدت ها پیش و در حدود سه دهه پیش گرفته شده بود اما بارها به دلیل بار مالی سنگین این پروژه و مشخص نبودن فایده این کار به تاخیر افتاد اما اخیراً با ابداع روش های جدید و موثر و در عین حال کم هزینه ساخت خانه در کره ماه از سویی و کاربردهای پژوهشی و استفاده های توریستی که از این پروژه می توان کرد از سویی دیگر، ناسا را متقاعد کرده است که تا سال 2013 پروژه را خود را عملی کند. 

 


گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

                                پناهگاهی برای کوهنوردان در لبه صخره

این اولین پروژه از نوع پناهگاه است که با این سبک و مدل توسط باشگاه تورینو در ایتالیا بر کوه های آلپ قرار گرفته است. کانکسی که بدین منظور برای استفاده کوه نوردان و صخره نوردان آماده شده ترکیبی بهینه از راحتی، ایمنی با در نظر گرفتن امکانات مراقبت از محیط زیست است. این وسیله که با استفاده از مواد با کیفیت و تکنولوژی مدرنی ساخته شده علاوه بر نمای خارجی و طراحی داخلی مناسب، با شرایط آب و هوایی مناطق سرد و یخچال های طبیعی سازگار است و هوایی مطبوع را به ساکنان خود هدیه میدهد.

گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 14:31 توسط فایزه|

 سلام به بچه های گل وبلاگ دختربللا.به وبلاگ خوش امدید.نظر یادتون نره

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 16:10 توسط فایزه|

 

فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟


چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟

               معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند


ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای

صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدیت ثابت شد شما زنها

بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت

شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …! ببخشید چی

گفتی؟؟

وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟

هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده

.

پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن

‌گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن!

گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن!

گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن!

گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بار‌آرزوی مرگ کنن!

گروه ۵ پسرایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن


شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید !؟

جواب : زنی که به او نشان دهد چطور از آنها استفاده کند


زن خودش را زیبا می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد،

تکامل یافته تر از مغز اوست !

.






نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 20:26 توسط فایزه|

 

در مرکز خرید "کالینینگراد پلازا" در کالینینگراد روسیه، اتاقی وجود دارد که به طور کامل از شکلات ساخته شده ! در این اتاق علاوه بر در و دیوار، میز و صندلی‌ها، همه ابزارها و اشیای موجود در اتاق حتی فرشها که به مساحت 20 مترمربع هستند از جنس شکلات ساخته شده‌اند. النا کلیمنت، طراح و مجسمه‌ساز اهل روسیه است که توانسته با استفاده از 420 کیلوگرم شکلات تیره و روشن اتاقی کاملا شکلاتی بسازد و موجب شود تا هزاران توریست به این مکان جذب شوند. برای وا نرفتن این اتاق شکلاتی، هوای اتاق همیشه با دمای سرد تنظیم می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | 
www.Persian-Star.org
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 15:52 توسط فایزه|

    حالا میخوایم جشن بگیریم                            

 

 

 

 

                                        

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 21:48 توسط فایزه|

 

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 20:2 توسط فایزه|

 ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 19:57 توسط فایزه|

یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد.
از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟ مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!


چه ها در نهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یه سبد سیب بود که روش نوشته بود : فقط یکی بردارید خدا ناظر شماست.
در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود. یکی از بچه ها روش نوشت : هر چند تا میخواهید بردارید! خدا مواظب سیب هاست!!!
زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند !
نها دو وقت گریه می کنن :
۱ - وقتی فریب می خورن !
۲ - وقتی می خوان فریب بدن!!
 روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا!
عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!
 ترسم از روزی که از روی مزارم رد شوی غافل از اینکه بدانی بر مزار کیستی.
 رابطه ای رو که مُرده ، هر 5 دقیقه 1 بار نبضشو نگیر ! دیگه مرده
 آمریکایی یه چیزی تولید میکنه شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!!
اروپایی میگه چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !!!!!!
ایرانی میگه فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ،بعدش رو بیخیال !!!!!!!!
چینی میگه کارم نکرد ،نکرد!! ایرانی میخره !!عجب تولید کننده هایی داریم
 مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند.
خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!
 حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.
حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم
معلم: نادرشاه چه طور بر تخت سلطنت نشست؟
شاگرد: چهار زانو
  حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!   
 
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 19:52 توسط فایزه|

 

 

دپيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند.

هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت.


يک روز خسرو گفت:

«بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد يا نه.»

بهمن گفت:

«خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم»

چند روز بعد بهمن از دنيا رفت.

يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو ....

خسرو گفت: کيه؟

منم، بهمن.

تو بهمن نيستى، بهمن مرده!

باور کن من خود بهمنم..

تو الان کجايی؟

بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.

خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.

بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمیهايمان که مردهاند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که میتوانيم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمیشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمیبيند.

خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمیديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟

بهمن گفت:

مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته

و

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 18:36 توسط فایزه|

 

 

حسین مهری در فیلم تا ثریا شاهکار کرد. 

                                                                                   

عکسهای جدید حسین مهری

عکسهای جدید حسین مهری

عکسهای جدید حسین مهری

حسین مهری ,عکس جدید از حسین مهری

عکسهای جدید حسین مهری

عکسهای برنامه خوشا شیراز با حضور حسین مهری,الناز حبیبی و ارسلان قاسمی

عکس های جدید هومن سیدی

عکسهای جدید سریال تا ثریا 

سریال تا ثریا ,عکس جدید از سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

سریال تا ثریا ,عکس جدید از سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

سریال تا ثریا ,عکس جدید از سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

عکسهای جدید سریال تا ثریا

عکسهای جدید هومن سیدی

عکسهای یادگاری از بازیگران و عوامل سریال تا ثریا

عکسهای سریال تا ثریا

عکس های جدید  الناز حبیبی

الناز حبیبی

 

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 19:2 توسط فایزه|


آخرين مطالب
» ساخت خانه های مسکونی درکره ماه و راهی به سوی گردشگری فضایی
»
» رو کم کنی بسرها
» اتاقی باوسایل ساخته شده ازشکلات
» کریسمس
» داستان کوتاه و عاشقانه
» داستان زیبا
»
» فوتبال در بهشت
» عکس های بازیگران فیلم تا ثریا
Design By : Pars Skin