دختر بللا
این تصمیم مدت ها پیش و
در حدود سه دهه پیش گرفته شده بود اما بارها به دلیل بار مالی سنگین این
پروژه و مشخص نبودن فایده این کار به تاخیر افتاد اما اخیراً با ابداع روش
های جدید و موثر و در عین حال کم هزینه ساخت خانه در کره ماه از سویی و
کاربردهای پژوهشی و استفاده های توریستی که از این پروژه می توان کرد از
سویی دیگر، ناسا را متقاعد کرده است که تا سال 2013 پروژه را خود را عملی
کند. پناهگاهی برای کوهنوردان در لبه صخره این اولین پروژه از نوع پناهگاه
است که با این سبک و مدل توسط باشگاه تورینو در ایتالیا بر کوه های آلپ
قرار گرفته است. کانکسی که بدین منظور برای استفاده کوه نوردان و صخره
نوردان آماده شده ترکیبی بهینه از راحتی، ایمنی با در نظر گرفتن امکانات
مراقبت از محیط زیست است. این وسیله که با استفاده از مواد با کیفیت و
تکنولوژی مدرنی ساخته شده علاوه بر نمای خارجی و طراحی داخلی مناسب، با
شرایط آب و هوایی مناطق سرد و یخچال های طبیعی سازگار است و هوایی مطبوع را
به ساکنان خود هدیه میدهد. فالگیر : فردا شوهرتون میمیره زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟ چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟
معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدیت ثابت شد شما زنها بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …! ببخشید چی گفتی؟؟ وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟ هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده . پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن! گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن! گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ کنن! گروه ۵ پسرایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید !؟ جواب : زنی که به او نشان دهد چطور از آنها استفاده کند زن خودش را زیبا می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست ! .
در مرکز خرید "کالینینگراد پلازا" در کالینینگراد روسیه، اتاقی وجود
دارد که به طور کامل از شکلات ساخته شده ! در این اتاق علاوه بر در و
دیوار، میز و صندلیها، همه ابزارها و اشیای موجود در اتاق حتی فرشها که به
مساحت 20 مترمربع هستند از جنس شکلات ساخته شدهاند. النا کلیمنت، طراح و
مجسمهساز اهل روسیه است که توانسته با استفاده از 420 کیلوگرم شکلات تیره و
روشن اتاقی کاملا شکلاتی بسازد و موجب شود تا هزاران توریست به این مکان
جذب شوند. برای وا نرفتن این اتاق شکلاتی، هوای اتاق همیشه با دمای سرد
تنظیم می شود. پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد. دپيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت. «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد يا نه.» بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم» چند روز بعد بهمن از دنيا رفت. يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو .... خسرو گفت: کيه؟ منم، بهمن. تو بهمن نيستى، بهمن مرده! باور کن من خود بهمنم.. تو الان کجايی؟ بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم. خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو. بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمیهايمان که مردهاند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که میتوانيم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمیشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمیبيند. خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمیديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟ بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته و

از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟ مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!
چه ها در نهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یه سبد سیب بود که روش نوشته بود : فقط یکی بردارید خدا ناظر شماست.
در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود. یکی از بچه ها روش نوشت : هر چند تا میخواهید بردارید! خدا مواظب سیب هاست!!!
زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند !
نها دو وقت گریه می کنن :
۱ - وقتی فریب می خورن !
۲ - وقتی می خوان فریب بدن!!
روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا!
عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!
ترسم از روزی که از روی مزارم رد شوی غافل از اینکه بدانی بر مزار کیستی.
رابطه ای رو که مُرده ، هر 5 دقیقه 1 بار نبضشو نگیر ! دیگه مرده
آمریکایی یه چیزی تولید میکنه شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!!
اروپایی میگه چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !!!!!!
ایرانی میگه فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ،بعدش رو بیخیال !!!!!!!!
چینی میگه کارم نکرد ،نکرد!! ایرانی میخره !!عجب تولید کننده هایی داریم
مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند.
خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!
حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.
حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم
معلم: نادرشاه چه طور بر تخت سلطنت نشست؟
شاگرد: چهار زانو
حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!
يک روز خسرو گفت:
| Design By : Pars Skin |




























